مهر ۰۲، ۱۳۸۸

من یک gay...


نیمه شب در club ناگهان دختری دستم رو گرفت و منو به سمت خودش کشید.
سریع خودم رو عقب کشیدم و برای اینکه از دستش نجات پیدا کنم ناخودآگاه گفتم من gay هستم!
گفت ولی من دیدم که با اون دختر می رقصیدی!
گفتم: اون دختر به قدری زیباست که لحظه ای فراموش کردم که یک gay هستم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر