راستی منیژه امروز دست از سرت بر نمی دارم.
گفتی دخترهای فیلیپینی! این موضوع دوباره اومد تو ذهنم.
…………………………..
این یک تجارت بسیار هولناک هست. در فیلیپین قراردادهای کاری عموماً 5 یا 6 ماهه است و بعدش باید کارشون رو عوض کنند. البته اگر اصلاً کاری باشه. باندهایی وجود دارند که به دخترهای فیلیپینی وعده کار در کشورهای دیگر رو می دن. کار در سنگاپور، مالزی و … مثلاً بهشون می گن شما اگر بخواین ما مخارج سفرتون رو می دیم و در سنگاپور می تونین در یک بار (مشروب فروشی) کار کنید و از روی حقوقتون ما هزینه ها و کمیسیونمون رو کم می کنیم. بعد دخترها رو می برن این کشورها و ازشون تعهد های مالی می گیرن که شما انقدر بدهکار هستید و البته تمام مدارکشون رو هم ازشون می گیرن و شب بعد به دخترک می گن متاسفیم. نتونستیم در “بار” برات کار پیدا کنیم. ولی می تونی در فاحشه خونه مشغول به کار بشی! طبیعتاً هیچ دختری دوست نداره این پیشنهاد رو قبول کنه. خب. حالا دو گزینه دارن. گزینه اول زندان به خاطر بدهی و مهاجرت غیر قانونی و گزینه دوم تن فروشی. خیلی هاشون به ناچار گزینه دوم رو انتخاب می کنند چون نه تنها زندانی شدن در زندانهای آسیای شرقی وحشتناکه. بلکه خانواده شون در فیلیپین منتظر پول هستند. خواهرها و برادرها چشم انتظارند. و این داستان اغلب فاحشه هایی است که ما به دید یک موجود بی ارزش بهشون نگاه می کنیم و صد البته من براشون احترام قائلم. چه کسی می تونه بگه من قطعاً گزینه نابودی خانواده ام رو انتخاب می کردم؟ شاید زندان قابل تحمل باشه ولی با خانواده چه می شه کرد؟ جداً فداکاری از این بالاتر؟
…………………………………….
پانوشت1 : منيژه! خدا بگم چی کارت نکنه که دوباره اعصابم به هم ریخت. تا دو روز سیاه باید بنویسم. ![]()
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر