چند روز پیش رفتم برای گرفتن خط اینترنت جدید.
متصدی مربوطه که یک خانم بود: اسم بنویسید تا به شما زنگ بزنیم. در حال حاضر modem نداریم. به محض اینکه modem برامون فرستادن ما باهاتون تماس می گیریم...
متصدی مربوطه که یک خانم بود: اسم بنویسید تا به شما زنگ بزنیم. در حال حاضر modem نداریم. به محض اینکه modem برامون فرستادن ما باهاتون تماس می گیریم...
من: می تونین بگین چقدر طول می کشه که modem براتون بیارن؟
خانم مسوول: نمی دونم. ما باهاتون تماس می گیریم.
من: خیلی ممنون از تماستون. من یک تخمین می خوام. حدودی هم بگین مشکلی نیست.
خانم مسوول: نمی دونم. ولی مطمئن باشید که باهاتون تماس می گیریم.
من: می دونم بهم زنگ می زنین. می تونین بگین تا امروز حدوداً چقدر طول می کشید که modem ها دستتون برسه؟
خانم مسوول: نمی دونم. قولی نمی تونم بدم.
من: قول برای چی؟ یک تخمین بزنین.
خانم مسوول: نمی دونم.
من: یک هفته؟ یک ماه؟ یک سال؟ ده سال؟ یک قرن؟
خانم مسوول: نمی دونم.
من: پس ممکنه ده سال طول بکشه؟
خانم مسوول: نمی دونم. هر چیزی ممکنه!
فکر نکنین عصبانی شده بودها! نه! اینجا همینه. هیچ خلاقیتی وجود نداره.
مثال دوم:
بارها شده که دو تا دستگاه ATM بغل هم بودن. شما میرید و می بینید که یکیشون یک صف طولانی داره و حدود 10 نفر تو صف هستند و دستگاه دیگه خالیه. از نفر آخر می پرسید که اون دستگاه دوم خرابه؟ جواب می ده: نمی دونم.
تا اینجاش عیبی نداره که هیچ کس به مغزش نرسیده که بره دستگاه دوم رو امتحان کنه. قسمت فاجعه بار تر اینه که شما می رید و می بینید که دستگاه دوم سالمه و کارتون رو می کنید و میرید و هیچ کس صف خودش رو ترک نمی کنه که بره با اون دستگاه خالی کار کنه!!!! مطمئنم که باور نمی کنید. ولی این مورد در 70 درصد مواقع پیش میاد و من و همسرم تصمیم گرفتیم اینبار ازش فیلم بگیریم. چون فکر نکنم کسی باور کنه.
یعنی براشون اینطور تعریف شده که وقتی میرن تو صف باید بایستند تا نوبتشون برسه و کارشون رو انجام بدن. حالا صف بغل خالی هم باشه مهم نیست. نوبتشون رو تو صف شلوغ سفت می چسبند.