آبان ۱۴، ۱۳۸۸

آرزوی

اگر تصادفهایی که داشتم رو جزو بیماریهام حساب نکنیم این بیماری لعنتی سختترین بیماری این پنج سال اخیرم بود.
...
اما یک آرزویی درونم هست که فکر کردن بهش بهم احساس آرامش میده:

یک اسلحه یوزی، یک کوچه ی بن بست، و چند بسیجی...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر