آبان ۱۱، ۱۳۸۸

ادامه ی ادامه نژاد برتر

اون مطالبی که در پست قبل نوشتم خصومت شخصی نبود. هر کدومش رو خودم و دوستانم هر روز تجربه می کنیم. حتی در یک روزنامه ی بسیار معتبر اینترنتی چند وقت پیش خوندم که یک اروپایی مقاله ای نوشته بود که این آدمها چرا اینطوری هستند و شکایت کرده بود از رفتارهاشون و جالبه که مردم این منطقه چه نظراتی نوشته بودن. یک نمونه اش رو اینجا می گم:
یکی از موارد انگشت در بینی کردنشون بود که یکی زیرش پیام گذاشته بود که این نشون می ده ما مردمی هستیم که میتونیم چند کار رو با هم انجام بدیم. مثلاً هم صحبت کنیم و هم دست در دماغمون کنیم. یا یکی دیگه نوشته بود این به ما کمک می کنه که تمرکز کنیم.
یا یکی دیگه زیر تمام انتقادات نوشته بود که هر قومی خصوصیاتی داره ولی من ترجیح میدم که اینکارا رو بکنم تا اینکه مثل اروپاییها با منشیم سکس داشته باشم!!! خلاصه اینکه این موضوع فرهنگی که من مطرح کردم چیز جدیدی نیست و هر کس با این جماعت زندگی کرده باشه می دونه.
یا یک چیز جالب از چینی ها: من چند تا دوست چینی دارم. یکیشون بسیار مترقی، زیبا و پولدار هست. هفته ی پیش هم از سفر امریکا برگشت و مثل اون چینی های دیگه نیست که ندید بدید باشن. من برای ناهار یکبار دعوتش کردم. موقع خوردن غذا به شکل زجر آوری ملچ مولوچ می کرد جوری که حال آدم رو به هم می زد!! این رفتار رو در چینیهای دیگه هم دیده بودم ولی فکر نمی کردم این هم اینکار رو بکنه. بهش گفتم این چه وضعیه؟ دهنتو نمی تونی کنترل کنی؟ گفت ما چینی ها وقتی بخوایم از صاحب خونه تشکر کنیم برای اینکه نشون بدیم غذاش خوشمزه است این کار رو می کنیم!! بله... این هم از چینیها با فرهنگ چند هزار ساله. البته چینی ها رو دوست دارم. موضوع صحبت من اندونزی، مالزی، تایلند و کامبوج و اینها بود.
اما نعیمه گفت این موضوع فرهنگیه یا نژادی؟
از اونجایی که یک سری از اون صفات که گفتم مربوط به صرفاً نژادشون می شه پس این مساله نژادیه. مثل شکل ظاهر که واقعاً نازیبا هستند و هوششون که خیلی پایینه و ...
البته اینها چیزهای مثبتی هم دارند. مثلاً به شکل زجرآوری خونسردن. و اینکه زیاد به کارت کاری ندارن.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر