مهر ۱۸، ۱۳۸۸

سکوت یا صداقت؟

این مطلب رو روی یک وبلاگ دیدم. جالب بود برام. یک قسمتش رو می ذارم اینجا:

شما یک مرد متاهل هستید. یک صبح سر زمستانی٬ خانم همسایه را منتظر تاکسی در خیابان می‌بینید. تعارف می‌کنید که او را به محل کار برسانید. خانم همسایه قبول می‌کند. سوار ماشین شما شده و اتفاقن به خاطر احترام به شما٬ صندلی جلو می‌نشنید. در مسیر با هم در مورد مسائل ساختمان صحبت می‌کنید. نیم‌ساعت بعد به محل کار ایشان رسیده‌اید٬ خانم همسایه تشکر می‌کند٬ پیاده شده و به محل کار خود می‌رود.
شب که به منزل برخواهید گشت٬ چه می‌کنید؟ آیا ماجرا را به همسر خود توضیح خواهید؟ آیا همسر شما به خاطر کمک به خانم همسایه از شما تشکر خواهد کرد یا به شما مشکوک خواهد شد؟ آیا توضیح ماجرای امروز نشانه صداقت شما با همسرتان خواهد بود یا همسرتان از این به بعد با شنیدن اسم خانم همسایه گوش‌هایش تیز خواهد شد؟ آیا همسرتان از این به بعد از پشت پنجره تا سر چهارراه شما را دنبال می‌کند؟ آیا همسرتان از این بعد در شوخی‌هایش نام خانم همسایه را خواهد برد؟ چه برچسبی از طرف همسرتان دریافت کرده‌اید؟ چه رنگی بیشتر در ذهن او ثبت شده٬ سبز یا قرمز؟ آیا همسرتان به شما اطمینان کامل پیدا خواهد کرد که هیچ چیز مخفی از او ندارید یا در مواقع عصبانیت به ماجرای امروز صبح اشاره خواهد کرد؟

اینجا سخن از مقایسه راست و دروغ نیست٬ صحبت از مقایسه سکوت و صداقت است. در هیچ‌کدام از شرایط بالا شما مورد سوال واقع نشده‌اید ٬‌ ولی آیا صداقت شما در بیان حقیقت ناپرسیده به نفع شما یا به ضرر شما تمام خواهد شد؟‌

جواب سوال بالا٬ مطلق نیست. انتخاب بیان یا سکوت بستگی به طرف مقابل شما دارد. بستگی به “نسبت باز کردن حاشیه ایمنی به تیز شدن شاخک‌ها“ی طرف مقابلتان دارد. با ارائه هرگونه اطلاعات بلافاصله دو موضوع برای طرف مقابل تعریف خواهد شد. یکی حاشیه ایمنی که برای شما در ذهن طرف مقابل باز شده (پی‌آمدهای اول) و دوم همان تیز شدن شاخک‌ها (پی‌آمدهای دوم). نسبت این‌دو در افراد مختلف با توجه به طرزفکر٬ تحصیلات٬ فرهنگ و… نسبت به موضوعات متفاوت مختلف است.
نتیجه عکسی که گاهی اوقات افراد از صداقتشان در بیان حقایق ناپرسیده می‌گیرند٬ به دلیل عدم شناخت این نسبت از پارتنرشان است. برای پیدا کردن این نسبت نیازی نیست که ریسک کنید و موضوع مهمی را سوژه قرار دهید. یک موضوع ساده را وسیله کنید و این نسبت را در طرف مقابلتان پیدا کنید. هرچه این نسبت بزرگتر بود (میزان باز کردن حاشیه ایمنی بیشتر از تیزشدن شاخک‌ها) بیان حقایق ناپرسیده بیشتر به تعمیق روابط کمک خواهد کرد و درصورتیکه این نسبت کوچکتر از یک بود (بیش از ایجاد حاشیه ایمنی شاخک‌ها تیز شدند) بیان حقایق ناگفته موجب تضعیف روابط٬ آتو گرفتن طرف مقابل٬ ایجاد دردسر و مشکلات خودساخته خواهد شد. چنین فردی به اصطلاح جنبه حقیقت ندارد. اینجاست که گاهی سکوت به صداقت ارجحیت پیدا خواهد کرد و اعتماد به طرف مقابل و صداقت به حماقت تغییر معنا خواهند داد.

منبع:

http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/09/how-honest/

۱ نظر: